دانلود رمان مقبره لیا از ساحل به صورت pdf

دانلود رمان مقبره لیا pdf

دانلود رمان عاشقانه , انتقامی , ایرانی , بزرگسال مقبره لیا اثری بینظیر از ساحل رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : مقبره لیا

تعداد صفحه : ۸۷۴

نویسنده : ساحل

ژانر : عاشقانه , انتقامی , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان مقبره لیا از ساحل pdf به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

مقبره لیا خلاصه رمان

درباره دختری به نام لیا است که برای از دست ندادن پروژه درسیش مجبور میشه تن به خواسته های استادش بده که …

گوشه ای از رمان مقبره لیا

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند نگارش قوی

دانلود رمان راز یک سناریو pdf

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , بزرگسال راز یک سناریو اثری بینظیر از مریم موسیوند رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : راز یک سناریو

تعداد صفحه : 1119

نویسنده : مریم موسیوند

ژانر : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان بدون سانسور با لینک مستقیم pdf به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

راز یک سناریو خلاصه رمان

داستان درباره رابطه مثلثی که این سه شخصیت گلی , بزرگمهر و وحید نام دارند . گلی از بزرگمهر ناخواسته بچه دار میشه و وحید که عاشقشه این موضوع رو میفهمه . وحید اولین بار است که عاشق یک دختر میشه که …

گوشه ای از رمان راز یک سناریو

پس هنوز تماسی نگرفته؟! گلی زانوی غم حصار کرده بود و نگاهش حزن را فریاد می رد: نه هنوز. داداش پک محکمی به سیگار زد. همانطور که به دیوار تکیه زده بود و به روبرویش خیره بود گفت: بندازش. _چی؟! اگر چه گلی که مابین دو اتاق خواب نشسته بود، آرام گفته بود ولی به گوش داداش رسید. _گفتم بندازش. سیگارش را در زیر سیگاري تکاند. گلی نگاه از بردارش نگرفت و گفت: -داداش؟! -داداش چی؟ ها؟!دیگر کاسه خونسردي اش لبریز شده بود، بالاي سر گلی رفت و تقریبا فریاد زد: فهمتو کجا گذاشتی آخه خواهر من؟ متاهله میفهمی یعنی چی؟! زنشو دوست داره میدونی یعنی چی؟ یه هفته است رفته که رفته، اینم نمیفهمی یعنی چی؟! _رضا عزیزم، تورو به جدت آروم باش، مامان، اینقدر حرص نخور. مامان با استکان چاي از آشپزخانه

بیرون آمد و اگر چه سر گلی پائین بود ولی از سر عادت یا براي دل رضایش چشم غره اي حواله ي دخترش کرد. داداش کنار پاي گلی زانو زد، با دستی به دیوار و دستی به زمین: آخه عزیز من، خواهر من نگهش داري که چی بشه. ها؟! این بچه بدبختت میکنه گلی. میشی نقل زبون خاله خان باجی يا، هر که از در برسه می چزونت، چرا راه دور برم، خود من، اصلا. اصلا همین مامان يا ليلا، محمد. هر کدوممون از یه چیزي دلخور باشیم دیوار تو از همه کوتاهتر میشه و دق و دلیمونو سر تو خالی می کنیم، بخوام حرفی به فرزانه بزنم تو رو علم میکنه می کوبه تو سرم. گلی این بچه نمیذاره هیچ کدوممون قد راست کنیم. صدای گریه مامان که حالا كنار آنها نشسته بود، باعث شد آهی که چند دقیقه بود به قفسه سینه داداش چنگ می زد و به در و دیوار می کوبید

راهی به بیرون پیدا کند تا او بتواند نفسی بگیرد. مامان گفت: خدا این چه مصیبتی بود که دامن مونو گرفت؟! این دوسه روزه که فهمیدم، پامو که میذارم بیرون فکر میکنم مردم بهم بد نگا میکنن، همش چادرمو جلو میکشم، به خدا خجالت میکشم. تند تند کارامو میکنم برمیگردم خونه، گلی به حرف داداشت گوش بده، ميخواي بري بشی زن صيغه اي؟ آره گلی؟! و به دنبال این حرف بینی اش را با دستمال پاك كرد. این همه مهمان ناخوانده براي قلب گلي زيادي بود، گنجایش آنها را نداشت، شرم، خجالت، خفت، اهانت و هزاران درد دیگر، یک ماهی می شد که مهمان قلب او بودند بدون اذن. آمده بودند و قصد بازگشت نداشتند و با هر حرفی از دیگران به تعداد آنها افزوده میشد. این فشار آنقدر زیاد بود که از قلب راه به گلو پیدا کرده و بغض شده بود.

_آخه ما بهش گفتیم. _گفته باشیم، میخواد چکار کنه ؟ ها؟ گلی من پشتتم، حمایتت می کنم، نمیذارم کاري به کارت داشته باشه. اگر براش مهم بود تا حالا خبري ازش شده بود… بازم میگم تو این بچه رو بنداز من تا آخر نوکرتم هستم ولی گلی – بخواي سرتق بازي دراري و نگهش داري راه به هیچ جا نمی بري، تهش هیچ چی نیست حتی بن بست. که حتى اگه بن بست بود میگفتم به پایانی داره یا درجا میزنی یا سرت به سنگ میخوره و بر می گردي. ولی نگهداشتن این بچه، زن اون مرد شدن یعنی نا کجا آباد، همه چیو از دست میدي، که یکی از اونا مائیم. حرف هاي داداش که به اینجا رسید، گلی سرش را بالا گرفت و به برادر بزرگش چشم دوخت. تلخ بود هم نگاه، هم حرفهایش. لب فشرد، محکم. چشمانش تر شد. چيزي در گلویش بالا پایین می کرد…

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 15 هزار تومان

دانلود رمان همسایه من بدون سانسور

دانلود رمان همسایه من اثر شایسته بانو

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , طنز همسایه من اثری بینظیر از شایسته بانو رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : همسایه من

تعداد صفحه : ۱۹۰۵

نویسنده : شایسته بانو

ژانر : عاشقانه , ایرانی , طنز

دانلود رمان ازدواج فامیلی اجباری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

همسایه من خلاصه رمان

درباره دوشیزه ای به نام کیانا است که یک بار طعم خرد شدن را چشیده و حالا فرصت پیدا کرده خود را پیدا کند و بر روی پاهایش باسیتد و راهی جدید را آغاز کند تا …

گوشه ای از رمان همسایه من

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان دلیار اثر ماهسو

دانلود رمان دلیار اثر ماهسو بدون سانسور

دانلود رمان ایرانی , پلیسی , کل کلی , همخونه ای دلیار اثری بینظیر از ماهسو رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : دلیار

تعداد صفحه : 910

نویسنده : ماهسو

ژانر : ایرانی , پلیسی , کل کلی , همخونه ای

دانلود رمان دلیار اثر ماهسو نگارش قوی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

دلیار خلاصه رمان

درباره دختری به نام دلیار که پدرش رو از دست داده و حالا باید با خانواده عموش و پسر عموی ناتنیش سپهر زندگی کنه که …

گوشه ای از رمان دلیار

باز من مانده ام و تنهایی ؛

دست بر زانوی غم ؛ سر به دو دست ..

سردی قطره ی لرزانی بر گوشه ی چشم

و نگاهم حیران ..

و

مهربانی جاده ای است

که هر چه پیش تر روند ؛ خطر ناک تر می گردد ..

نمی توان باز گشت

اما لحظه ای باید درنگ کرد

و شاید چند گامی به بیراهه رفت

مدتی است بر جاده ی هموار می رانیم..

حرف های نزدیک دارند فرا می رسند..

خطرناک است !!!

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان نمک گیر pdf

دانلود رمان نمک گیر از معصومه بهارلویی به صورت pdf

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی نمک گیر اثری بینظیر از معصومه بهارلویی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : نمک گیر

تعداد صفحه : ۹۷۷

نویسنده : معصومه بهارلویی

ژانر : عاشقانه , ایرانی

دانلود رمان apk به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

نمک گیر خلاصه رمان

درباره دختری به نام پرستو در شهر کاشان میباشد که یک کارگاه قالی بافی دارد . او تصمیم دارد که واسطه ها رو حذف کند و خودش مستقیم با مشتریانش در تماس باشد که …

گوشه ای از رمان نمک گیر

دانلود رمان اگه بدونی اثر نیلو جون pdf

دانلود رمان اگه بدونی اثر نیلو جون

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی اگه بدونی اثری بینظیر از نیلو جون رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : اگه بدونی

تعداد صفحه : ۵۶۵

نویسنده : نیلو جون

ژانر : عاشقانه , ایرانی

دانلود رمان اگه بدونی اثر نیلو جون بدون سانسور به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

اگه بدونی خلاصه رمان

درباره دختری به نام سوگند است که پدرش راننده تاکسی است و مرتکب یک قتل شده و به زندان افتاده و پسر مقتول برای آزادی پدر سوگند یک شرط گذاشته که …

گوشه ای از رمان اگه بدونی

دانلود رمان کی گفته من شیطونم اثر شادی pdf

دانلود رمان کی گفته من شیطونم اثر شادی pdf

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , بزرگسال کی گفته من شیطونم اثری بینظیر از شادی رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : کی گفته من شیطونم

تعداد صفحه : ۶۶۱

نویسنده : شادی

ژانر : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان کی گفته من شیطونم اثر شادی به صورت رایگان به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

کی گفته من شیطونم خلاصه رمان

درباره دختری شیطونیه که عاشق پسر عموش میشه . از قضا پسر عموش استاد درسای دانشگاشه و …

گوشه ای از رمان کی گفته من شیطونم

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید

شماره پشتیبانی : 09170366695

قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان هیچکسان رایگان

دانلود رمان هیچکسان اثر سوبر نگارش قوی

دانلود رمان ترسناک , ایرانی , معمایی هیچکسان اثری بینظیر از سوبر رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : هیچکسان

تعداد صفحه : ۳۸۷۲

نویسنده : سوبر

ژانر : ترسناک , ایرانی , معمایی

دانلود رمان هیچکسان اثر سوبر به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در

هیچکسان خلاصه رمان

درباره پسری به اسم بهراد است که متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه و تصمیم میره به کسی که با جن ها ارتباط داره مراجعه کنه تا …

گوشه ای از رمان هیچکسان

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان پرنیان شب از پرستو س بدون سانسور

دانلود رمان پرنیان شب pdf

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی پرنیان شب اثری بینظیر از پرستو س رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : پرنیان شب

تعداد صفحه : ۲۶۳۶

نویسنده : پرستو س

ژانر : عاشقانه , ایرانی

دانلود رمان ضحی pdf به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

پرنیان شب خلاصه رمان

درباره دختری به نام میـنو هست که به طور اتفاقی با یه خالـکوبی روبرو میشه و این خالکـوبی دنیاشو عوض میکـنه به طـوری که …

گوشه ای از رمان پرنیان شب

پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 19 هزار تومان

دانلود رمان هایا از ناشناس بدون سانسور

دانلود رمان هایا از ناشناس pdf

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , بزرگسال هایا اثری بینظیر از ناشناس رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت نامحرمانه رمان دانلود کنید

اسم رمان : هایا

تعداد صفحه : ۳۳۴

نویسنده : ناشناس

ژانر : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال

دانلود رمان همسایه من به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

هایا خلاصه رمان

درباره رابطه عاشقانه هایا و کیان است که با ورود پسر عموی هایا به این رابطه باعث میشه که …

گوشه ای از رمان هایا

نگین و سارا رو صدا زدم و گفتم : _ بیدار شین باید ۹ تو لابی باشیم… کمی آرایش کردم و لباسامو عوض کردم. ساعت ۹ پایین رفتیم که کیان و آرش و بابک تو البی منتظر ما بودن… بعد از سلام گفتن، کیان با لحن جدی گفت: _ این چند روزی که اینجایم، باید ۲برابر کار کنیم وگرنه باید بیشتر بمونیم…. همه باشه ای گفتیم و رفتیم تا صبحونه بخوریم. اشتها نداشتم و چیزی نمی خوردم که آرش گفت: _ چرا چیزی نمی خوری خانوم مهندس؟! نگاهی به کیان انداختم که داشت زیر چشمی بهمون نگاه می کرد. کمی اخم کردم: _ اشتها ندارم همین … آرش لبخندی زد و گفت : _ اگه دوس نداری واست یه چیز دیگه بیارم تا بخوری ؟!میخواست بلند شه که کیان با صدای خش داری گفت: _بشین آرش، شنیدی که گفت اشتها نداره !! بعد از ۵ دقیقه ، کیان گفت : _ اگه خوردین زودتر بلند شین که بریم به کارمون برسیم !! اولین نفر از سر میز بلند شدم و بیرون رفتم. داشتم خیابون رو نگاه می کردم که کیان اومد پیشم: _ آرش خیلی حواسش بهت بود… باهاش گرم نگیریااا هایا !! خوشم نمیاد … برگشتم تا ببینم بچه ها کجان و به کیان گفتم : _ اون سعی داره بهم نزدیک شه… اخماش صورت ش رو پوشوند: _ چرا اون وقت؟!! شونه بالا انداختم و گفتم: _ برو از خودش بپرس! دوست نداشتم که حساسش کنم.چون علاقه ی آرش یه طرفه بود و هست… بچه ها اومدن و سمت ۲ تا ماشینایی که کیان اجاره کرد بود رفتیم… کیان رو به بچه ها گفت: _ یه ماشین مال منه… یه ماشینم مال شما!! هایا تو با من بیا! آرش با تردید گفت: _ چرا هایا با تو بیاد؟! منم باهات بیام؟ کیان با لحن خشداری که معلوم بود عصبی شده گفت: _ باید به تو جواب بدم مهندس ؟!! یادت رفته که هایا دختردایی منه ، و داییم به من سپردتش… داشتم بهشون نگاه می کردم که چجوری برای هم شاخ و شونه می کشیدن. کیان اسممو صدا زد و گفت: _ نگاه نکن، راه بیفت هایا… خنده ی آرومی کردم و دنبالش راه افتادم… در ماشینو بستم که کیان گفت…پس از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت میشوید شماره پشتیبانی : 09170366695 قیمت : 19 هزار تومان