دانلود رمان چراغ ها را من خاموش میکنم pdf از زویا پیرزاد با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان چراغ ها را من خاموش مـیکنم pdf از زویا پیرزاد با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان‌ زویا پیرزاد مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

 رمان حادثه ها نیست؛ ریتم کُند و آهستـه یی دارد که روز های عادی را با رویـداد های متعارف روز تعریف مـی کند و در آن دلتنگی ها و روزمره گی های یک زن ساده را در یک گوشة شـهر بازتاب مـی دهد. در این رمان هیچ حادثة آن چنانی به وقوع نمـی پیوندد- در حقـیقت این گونه پرداخت را مـیتـوان ویژه گیی برای تمام آثار زویا پیرزاد دانست. او آدم های معمولی را با سرنوشت های معمولی، محور آثار خـود قرار مـی دهد و لحن صادقانه و طرز دیـد اوست که رمانش را برجستـه مـی سازد. او در این پرداختـه ها در صدد ساختن ابر قهرمان ها نیست؛ دغدغة او تصویر دغدغه های زنان است.
زویا پیرزاد در این رمان با استفاده از تکنیک های جدیـد، نمونة تازه یی از داستان نویسی را پیشکش کرده و تـوانستـه است که با روایت واقع گرایانه، با تک گویی های درونی و فلاش بک ها و با استفاده از نثر ساده، روان و جذاب در چشمة فورانی داستان نویسی ایران نامـی برای خـود بیابد.

در رمان (چراغ ها را من خاموش مـی کنم) راوی یک زن ارمنیست که وقایع بر محور زنده گی او و ماحولش مـی چرخد….

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان چشمان من pdf از zanessa با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان چشمان من pdf از zanessa با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان zanessa مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان چشمان من

لمسش مـیکنم !چیو همه چیو همه یچیزایی که نمـیتـونستم ببینمشون آره همه ی اونارو !

چیزایی که حسرت دیـدنشون به دلم موند تا آخر عمرم یعنی این لحظه های وحشتناک زندگیم !

چیزایی که …چیزایی که…آخه خدایا مـگـه من با بقـیه ی بنده هات چه فرقـی مـیکردم که

منو از نعمت دیـدن محروم کردی

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان یادش بخیر نازلی

قسمت اول رمان چشمان من

برای چی چیزیو که به همه دادی به من ندادی چرا چرا چرا من چه گناهی

کرده بودم هان / مـگـه صدامو نمـیشنوی پس چرا جوابمو نمـیـدی من هیچی تـو این زندگی

ندارم که دلمو بهش خـوش کنم !هیچی !همه فکر مـیکنن من چون نمـیبینم نمـیتـونم هیچکـاریو انجام

بدم شایـد این درباره ی اونا درست باشـه اما من مـیتـونم خـودم از پس کـارام بربیام به خدا مـیتـونم !همه

 مـیخـوان کمکم کنن دستمو بگیرن همه چیزو برام تـوصیف کنن اما نمـی فهمن با این کـاراشون ده

برابر شکنجه م مـیـدن !من تاحاال خـودمو ندیـدم اما اونجوری که بقـیه مـیگن انگـار خـوشگلم!تا حاالم

چندتا پسر تـوی خیابون بهم گیر دادن و شماره دادن من نمـیفهمم اونا منو مـیخـوان چی کـار منی

که هیچیو نمـیتـونم ببینم اصال همون بهتر که بمـیرم !آره !

سارا جان سارا کجایی مادر

ای بابا نمـیذارن یه دقـیقه بهه حال خـودمون باشیم!…بله چی کـار دارین

در اتاق باز شـد!نه….

چی مـیگی سهیل

من هنوز نفهمـیـدم تـو چه جوری مـیفهمـی که کی مـیاد تـو اتاق تـو که.حرفشو خـورد اما فایـده

نداشت !

دیگـه نتـونستم تحمل کنم!با گریه گفتم:آر منکه نمـیتـونم ببینم چه جوری مـیفهمم تـو آمدی یا مامان یا

بردیا!!!همه تـون اینو تـو سرم بزنین…مـگـه دست خـودم بوده؟؟؟

به خدا من قصدی نداشتم از دهنم پریـد

گمشو از اتاق …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان کژال خان pdf از hadis_s با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان کژال خان pdf از hadis_s با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان hadis_s مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه/اربابی/خـون بس

خلاصه رمان کژال خان

کژال دختری خان زاده و اصیل که در یک لج و لجبازی خان یکی از روستاها

رو به قتل مـیرسونه و حالا بایـد تاوان کـارش را پس بده…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان حلقه ی عشقم 

قسمت اول رمان کژال خان

سردی اهنش سنگینی مـی کرد نگـاهی به دستم انداختم و به نگـاهی به اطرافم انقدر شک زده

بودم که نمـیـدونستم چرا اینجام ولی بودم به اطراف نگـاه کردم و مـیله ها و ادمای پشتش که با

پوزخند بهم خیره شـده بودن

هوی زنیکه تازه واردی؟بهت نمـیاد اهل اینورا باشی

صدای قهقه بقـیه زنا و صدای سخت نگـهبان

اروم باشین

چه قدرم که حساب بردن

بابا

به سر وضعش نمـیاد اینکـاره باشـه پوستش افتاب مهتاب ندیـده هست

صدای خنده ی زنای زندانی خنجری بود به قلبم زن نگـهبان در

سلولی رو باز کرد و هولم دادحتما یکی یه دونه باباش بوده

داخل

اینجا بایـد باشی

و بعد رو به زنی کرد و گفت:

اکرم یه تخت بهش بده هواشم داشتـه باش سفارشیه

دست بند رو باز کرد و دستم از اون سردی انزجار کننده ازاد شـد

سفارشی کی؟من بدبخت سفارشی کی هستم؟بابام؟برادرم؟یا ؟پو زخند از رو لبم کنار نمـی رفت

ولی یه حسی بهم مـیگفت کژال اینجا جای پوزخند زدن نیست جمع کم نیشتـو با سختی

نیشبستـه شـد پنج تا زن با نگـاهاشون داشتن مـیخـوردنم بایـد سالم مـی کردم؟اولین بار هست تـو

همچین محیطی قرار گرفتم

ابرو یکیشون پریـد باال ظاهرش رو برانداز کردم قد بلندی و هیکل پری داشت به استینای باالسالم

رفتش خیره شـدم خالکوبی مار روی دستش تـوی ذوقم مـیزد

لحن التیش افتضاح بود خـودم رو نباختم با وجود همه ی این

اتفاقا تعجب مـی کردم چطور مـیتـونم اسمت …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان آخرین برگ روی دیوار pdf از لیلا حمید با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آخرین برگ روی دیوار pdf از لیلا حمـیـد با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان لیلا حمـیـد مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان آخرین برگ روی دیوار

دختری آزاد و امروزی بعد از مرگ ناگـهانی پدر و مادرش اجبار مـی‌یابد تا

رسیـدن به سن قانونی و هجده سالگی با خانواده متحجر و

مقتدر پدربزرگش زندگی کند؛ در ساختمانی با سه پسر جوان

تقابل فرهنگـها و نگرشـها….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان ازدواج من لیلا حمـیـد

قسمت اول رمان آخرین برگ روی دیوار

نگـاهی به کلونی دخترها انداخت و به سمتشان رفت .نزدیک که رسیـد متـوجه حضورش شـدند و

صحبتشان را قطع کرده و به طرفش برگشتند .سریبه نشانه ادب خم کرد و لبخندی به همه زد اما

دختر سیاهپوش نشستـه روی صندلی سفیـدفایبرگـالس را مخاطب قرار داد:

تسلیت مـیگم خانم فخار .من همـین امروز فهمـیـدم .دختر در اولین روز ترم جدیـد زیاد تسلیت شنیـده

بود و کسلتر از آن بود که بتـواند آداب اجتماعی رارعایت کرده و بدون بروز حس خستگی صحبت

کند: تشکر .کمـی این پا و آن پا کرد و گفت: راستش مطلب مهمـی پیش اومده که بایـد بهتـون

بگم؛ تنها!نگـاهی به کلونی دخترها انداخت و به سمتشان رفت .

نزدیک که رسیـد متـوجه حضورش شـدند وصحبتشان را قطع کرده و به طرفش برگشتند .سری

به نشانه ادب خم کرد و لبخندی به همه زد امادختر سیاهپوش نشستـه روی صندلی سفیـد

فایبرگـالس را مخاطب قرار داد: تسلیت مـیگم خانم فخار .من همـین امروز فهمـیـدم .

دختر در اولین روز ترم جدیـد زیاد تسلیت شنیـدهبود و کسلتر از آن بود که بتـواند آداب اجتماعی را

رعایت کرده و بدون بروز حس خستگی صحبتکند: تشکر .کمـی این پا و آن پا کرد و گفت:

راستش مطلب مهمـی پیش اومده که بایـد بهتـونبگم؛ تنها!باشند و به خاطر خط قرمزهای اخالقـی دانشکده

مجبور به رعایت یک سری نکـات ….

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان بهت قول میدم pdf از shima79 و z_shakeri  لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بهت قول مـیـدم pdf از shima79 و z_shakeri  لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان shima79 و z_shakeri مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان بهت قول مـیـدم

مادرانه هایی سراسر از عشق و اما کمبود پدرانه ها؛

پدرم کسی است که با او زندگی ام را مـی سازم اما مادرم

اوست که به تمام زندگی ام معنا مـی بخشـد

رمان پیشنهادی:دانلود رمان آنلاین خط و نشان مسیحه زادخـو

قسمت اول رمان بهت قول مـیـدم

ﺟﻠﻮي ﺷﺮﮐﺖ ﻫﻤﮕﯽ ﺟﻤﻊ ﺑﻮدن.ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﭘﺎرك ﮐﺮدم و ﺑﺎ ﻗﺪم ﺑﺮداﺷﺘﻦ روي زﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﯾﺦ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮد،

ﺧﻮدﻣﻮ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﺸﻮن رﺳﻮﻧﺪم. ﺻﺒﺎ ﺑﺎ اﺧﻢ و ﻏﯿﻆ ﮔﻔﺖ: ﻋﻨﺘﺮﺧﺎﻧﻮم؟ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﻣﻦ ﻧﯿﺎزي ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺪاره

ﮐﻪ واﺳﺖ ﺻﺒﺮﮐﻨﻪ ﻫﺎ . ﺑﺎﺑﯿﺨﯿﺎﻟﯽ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﺎه ﮐﺮدم و رﯾﻠﮑﺲ ﺟﻮاب دادم: ﺧﺐ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ !ﺣﺎﻻ ﻣﮕﻪ

ﭼﯿﺸﺪه؟؟ﮔﺮ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ زﻏﻮره ﺣﻠﻮا ﺳﺎزي؛ﺻﺒﺮ ﮐﺮد،ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺣﺴﺎﺑﺪار ﺧﻮب ﻧﺼﯿﺒﺶ ﻣﯿﺸﻪ! اﻟﻨﺎز

ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﮔﻔﺖ:ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺑﺮات ﺑﺎز ﮐﻨﻢ؟اﺧﻪ ﮐﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﺎر ﻣﯿﺪه؟؟ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ ﺑﻪ ﺧﻮدم ﮔﺮﻓﺘﻢ و

ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻢ!!_ﻗﯿﺎﻓﻢ ﻋﺎدي ﺷﺪ_ اداﻣﻪ دادم: اﺧﻪ ﮐﯽ ﺣﺴﺎﺑﺪار آدم ﮔﻨﺪاﺧﻼق ﻣﯿﺸﻪ

ﺷﯿﻮا ﺑﺎﺟﺪﯾﺖ:ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺠﺎي دﻋﻮا ﺑﺮﯾﻢ داﺧﻞ؛اﯾﻦ ﺣﺴﺎم ﺧﺎن ﺻﺒﺮش ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺑﺸﻪ رﻧﮕﻤﻮﻧﻮ ﺑﺎ دﺳﺘﺸﻮﯾﯽ

ﺷﻤﺎره دو ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻫﺎ!! ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻟﺮز ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ازﺧﻮدش ﻧﺸﻮن داد: اﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯽ ﺑﺮﯾﻢ؛ﺑﺮﯾﻢ ﮐ

ﺗﻮي اﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ زدﯾﻢ. رﻓﺘﯿﻢ داﺧﻞ.ﺻﺪاي ﺧﻨﺪه و ﺗﻖ ﺗﻖ ﮐﻔﺸﺎي ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺑﻠﻨﺪﻣﻮن ﺳﮑﻮت ﺷﺮﮐﺖ رو

ﺷﮑﺴﺖ. ﻣﻨﺸﯽ ﺑﺎدﯾﺪن ﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﭼﺸﻤﯽ ﻧﺎزك ﮐﺮد و ﭘﺮﺳﯿﺪ: اﻣﺮﺗﻮن ﺻﺒﺎ ﺑﺎﭼﺸﻢ ﻏﺮه: دﺧﺘﺮﺧﺎﻟﻪ

آﻗﺎي رادﻓﺮم. ﻣﻨﺸﯽ ﮐﻪ ﺗﺎزه ﻧﺴﺒﺖ ﺻﺒﺎ و رادﻓﺮو ﻓﻬﻤﯿﺪه ﺑﻮد ﺑﺎ دﺳﺘﭙﺎﭼﮕﯽ ﺑﻪ رادﻓﺮ زﻧﮓ زد و ورود ﻣﺎرو

اﻃﻼع داد. ﻣﻦ و ﺻﺒﺎ ﺑﺎاﺟﺎزه رادﻓﺮ داﺧﻞ اﺗﺎﻗﺶ ﺷﺪیمﺑﺎﺑﺮﺧﻮرد ﺗﻨﺪ رادﻓﺮ ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪمﺧﺎﻧﻮم رﺳﺘﮕﺎر؟

!ﻫﯿﭻ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺗﺎ اﻻن ﮐﺠﺎ ﺑﻮدﯾﻦ؟ﻣﻦ وﻗﺖ اﺿﺎﻓﻪ ﻧﺪارم ﮐﻪ ﺧﺮج دﯾﺮاوﻣﺪن ﺷﻤﺎ ﮐﻨﻢ! ازﻟﺤﻦ ﺗﻨﺪش ﺑﺪم

اوﻣﺪ اﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﻔﺎوت ﺟﻮاب دادم: آﻗﺎي رادﻓﺮ،ﺑﻨﺪه اﺻﺮاري ﻧﺪارم ﮐﻪ وﻗﺘﺘﻮﻧﻮ ﺧﺮﺟﻢ…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان قرار نبود 2 pdf از هما پوراصفهانی با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان قرار نبود ۲ pdf از هما پوراصفهانی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان هما پوراصفهانی مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه 

خلاصه رمان

داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دوسال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکوره ….
مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش عزیز جون ) زندگی مـیکنه . خـواهر بزرگش هم ازدواج کرده …
ترسا آرزو داره که بره کـانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتـوسا (خـواهر ترسا ) به خارج داشتـه تحت هیچ شرایطی راضی نمـیشـه که ترسا رو بفرستـه کـانادا، به همـین خاطر همـین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیـدا کنند ولی برای عملی شـدن این راه حل یه سری اتفاقاتی مـیفتـه و شخصی وارد زندگی ترسا مـیشـه که مسیر زندگیشو عوض مـیکنه …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان کبوتر pdf از افسون امینیان با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان کبوتر pdf از افسون امـینیان با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان افسون امـینیان مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

کبوتر قصه دختری است به نام شیـدا … دختری ساده ومعمولی انقدر که همـیشـه در حاشیه است و کسی او رانمـیبیند
تا یک روز تصمـیم مـیگیرد عاشق شود. و عشق را درکنار مردی با اختلاف سنی دوازده سال تجربه مـیکند مردی که گذشتـه ی تلخی داشتـه و سایه گذشتـه ی تلخش بر روی آینده ی شیـدا سایه مـیافکند آن چنان که در این وادی متـهم به قتل مـیشود

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان تا نگردی آشنا pdf از لیلا.م لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان تا نگردی آشنا pdf از لیلا.م لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان لیلا.م مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان تا نگردی آشنا

قصه ی زندگیه شادی داره غم داره سختی و درکنارش راحتی قصه زندگی د وتا مرد

قصه ی اشتباهات مردی که به خاطر پدر بودنش خـودش رو محق مـی دونه که برای

زندگی اعضای خانواده و بچه هاش تصمـیم بگیره و در این راه مشکلاتی رو برای بچه هاش

رقم مـی زنه و طی اتفاقاتی به اشتباه خـودش پی مـی بره و راه درست رو پیـدا مـی کنه

و قصه زندگی مردی که از کسی که فکر مـی کنه دوستش داشتـه نارو مـی خـوره و نگـاهش

نسبت به زندگی و همه ی زنهای اطرافش عوض مـی شـه و مـی خـواد تا ابد تارک دنیا بمونه

چون از نظرش نمـی شـه به زنی در نقش همسر اعتماد کرد ولی اونم با تجربه ی یه

عشق ناب و پاک تمام ذهنیتش عوض مـی شـه و دلبستـه ی دختری مـی شـه که

معنی همه چی رو براش عوض مـی کنه

قصه ی آدمهایی که غریب هستن ولی لطف خدا شامل حالشون مـی شـه و آشنا

مـی شن با خدا با خـودشون و با دیگران

رمان پیشنهادی:دانلود رمان تافتـه جدا بافتـه صبا

قسمت اول رمان تا نگردی آشنا

خیلی وقت بود اوضاعش به همـین منوال بود خستـه و بی حوصله بود

کـار کردنش طرز صحبتش رفتارش اخلاقش این به هم ریختگی عصبی رو

همه چیز اثر گذاشتـه بود نداشت خـواب و بیـداریش و همه زندگیش . کجای

کـار اشتباه کرده بود؟ اصلاً کجای زندگیش اشتباه کرده بود؟ با خـودش فکر مـی کرد

من که همـیشـه آسه رفتم وآسه اومدم که گربه شاخم نزنه !من که کـاری به کسی

نداشتم !بد کسی رو نخـواستم و سرم همـیشـه تـو لاک خـودم…

رمان بسیار جالب …پیشنهاد مـیکنم دنبالش کنین…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان حرامزاده زیبا pdf از Christina Lauren با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان حرامزاده زیبا pdf از Christina Lauren با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان Christina Lauren مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

کلوئه مایلز دستیار شخصی آقای بنت رایان هستش و به نظر شخصی خـودش آقای رایان عوضی ترین رئیس دنیایه
رئیسش کسی هست که کلوئه مـیتـونه اونو حرامزاده زیبا خطاب کنه
رایان بنت اول به کلوئه به عنوان شریک ج نس ی و دستیارش نگـاه مـیکنه

اما بایـد دیـد با ادامه داستان این زیبای لعنتی مـیتـونه عاشق کلوئه هم باشـه یا نه..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان آرام نا آرام pdf با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آرام نا آرام t sh pdf با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان t sh مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه/تراژدی

خلاصه رمان آرام نا آرام

 دختری که سکوت کرده آرام نیست او درد دارد

دردی از جنس عشق غم و خشم پسری که در تلاش به زبان آوردن دختر است

تنها یک مرد نیست! او نیز درد دارد دردی از جنس عشق

خـواستن و جبران دختر و پسر داستان در پیچ و خم زندگیشان به هم بر مـی‌خـورند! مردانگی پسر دختر را به وجد مـی آورد و

زنانگی دختر پسر را! اما آیا به وجد آمدن آنها به عشق مـی‌رسد؟

رمان پیشنهادی

دانلود رمان ممنوعه از مرضیه یگـانه

بخش اول رمان آرام نا آرام

به نام خدایی به نوشتن شروع مـی‌کنم که عشق را در وجود هر آدمـی کـاشتـه است
زندگی آرام بود برای آرامِ آرام آن روزها اما ناگـهان تـوفانی که تحمـیل شـد آن آرام را به نا آرام تبدیل کرد
فصل اول
بایـد رفت! از جایی به جای دیگر بایـد رفت تا تحول را احساس کرد… مامان به خدا دارم مـی‌ترکم بسه سیر شـدم واقعا!
مامان: حرف نزن بچه بخـور! ببین پوست استخـون شـدی از بس خـودت رو درگیر اون انتقالی کوفتی کردی اگر تـو راه ضعف کنی تصادف کنی بمـیری چه کنم؟
مامان من چرا داستان مـی‌سازی؟! بابا منِ به این گندگی کجا شبیه پوست استخـونی‌هام؟
مامان کف گیر رو بلند کرد
پرهام این‌قدر با من بحث نکن بچه!
از پشت مـیز بلند شـدم و رفتم تـو اتاقم
کت رو تن کردم و کیف سامسونتم رو برداشتم
خداحافظ
وایسا پرهام
ایستادم و برگشتم
مامان با یک ظرف کوچیک در دست سمتم اومد
این دیگـه چیه؟
صبحانه که درست حسابی نخـوردی حالا هم تـو راه مـیری از بیرون مـی‌خـوری مسموم مـی‌شی من چه کنم؟ این رو ببر بخـور پرهام قبل خـوردن دستت ..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان